|
طلا يی رنگ تنهايی
|
کبوتر سپيد قلب تو ميدانم روزی بر بام نگاه من مینشيند ميدانم
ميدانم که روزی فاصله ها از بين میروند ميدانم ميدانم که تو سهم من از زندگی هستی
ميدانم که روزی به من میگويی که با تمام وجود دوستم میداری ميدانم روزی
من فرشته نجات قلب شکسته ات خواهم بود
روزی مرحم قلب زخميت را در داستان من میابی روزی مرا میبينی
ولی نه از اوج آسمان بلکه میآی به کنارم پرنده زيبای خوشبختيم ميدانم که
روزی حتی آخرين روز زندگيم تو را خواهم داشت ميدانم که تو حتی آن روز به کنارم میای
و قلب سرد مرا با آتش عشقت میسوزانی ميدانم که تو روزی هديه خدا به من خواهی بود
او مرا دوست دارد و ميدانم که تو را به من هديه میدهد هديه ای به جبران لحظه به لحظه
زندگی تلخم!![]()
دوستت داشتم و دارم ميخواهم روزی پرستار قلبت باشم انقدر منتظر ميمانم تا بتوانم
روزی منّت نگاه پاکت را بکشم ميمانم تا روزی که به من احتياج داری به سراغت میآيم ![]()
و من آن روز میآيم که به دنيا ثابت کنم عشق تو هرگز نمیمیرد![]()
مثلاً خودش يه کاری میکنه که فيل نتونه از توی سوراخ سوزن رد
بشه اما به آدم میگه
بايد کاری کنی که رد بشه نمیدونم این کارش واسه چی هست
يک کاری میکنه عاشق بشيم
ببينيم عشق چيه بعد يک کاری میکنه به هم نرسيم شجاد بگين
منم مثل اون آدما
هستم که يک کاری میکنن بعد ميندازن گردن خدا اما باور بکنيد
اینطور نيست من عاشق شدم
اما به عشقم نرسيدم خودش يک کاری کرد عاشق يکی بشم
که خيلی از من بيشتر هست
شخصيتش قلب پاکش همچيش خانواده اش همچيش!
من هيچی نيستم نه يه خانواده واقعيی دارم
اون يه نمونيه کامل از خوبيهاست اما من هيچی نيستم هميشه
شاهد دوری از زندگيش بودم
روزای تولدش هميشه يادش میکنم هميشه میبينم دوست
دختره جديد داره حتا دليل جداييهشو میدونم
هميشه خودم و گول میزنم و میزدم که نه من دوسش ندارم
ازش نفرت دارم اما دريق
از اینکه نفرت اوج عشقه! کاش يکی بود که درد دلم رو میفهميد
ديگه نمیتونم دروغ بگم به دلم
هميشه تا میام فراموشش کنم نمیزاره خدا تاحالا 10000 بر
سعی کردم که سرم رو به
آدم های ديگه گرم کنم اما نمیشه هيچکی واسه من اون نمیشه
نگاهش ديوونم میکنه
نمیدونين که هردفه چجوری آتيشم میزنه وقتی نگاهم میکنه
چشش مثل دريا میمونه
حتا نمیتونم تو چشاش نگاه کنم چون که از دريا میترسم دريا ای
که حتا لياقت این و
ندارم که توش غرق بشم بمیرم توی چشمای اون هميشه حس
میکنم نگاهش ميخواد
بهم بگه آزادم کن میدونه دوسش دارم خوب میدونه ناراحته
میدونم ناراحته از آهنگ صداش میفهمم
میدونم میدونه دوسش دارم اما به روی خودش نمیآره يعنی يه
روزگاری میدونست دوسش دارم
اما ديگه حتا نگاهش نمیکنم وقتی که میبينمش وقتی نگام میکنه
بدنم يخ میزنه
حتا سگش میدونه دوسش دارم همه میدونن اما هيچکس به
روش نمیآره چون همه میدونن منو
اون مثل خورشيد و ماه میمونيم هيچوقت به هم نمیرسيم کاش
فاصله ها وجود نداشتن
کاش من انقدر کوچيک نبودم من مثل گلی میمونم که انقد که
کوچيکه حتا کسی نمیشناسه اما
اون مثل گل روز میمونه زيبا و دوستداشتنی همه دوستش دارن
کاش اونم يکی مثل من بود
کوچيک کاش دو تا پرنده بوديم میتونستيم پرواز کنيم کاش توی
دنيا هيچ فاصله ای نبود!
همه زندگی آدما پر هست از کاش کاش و کاش !!!!!!!!
کاش که روزی میرسيد که ديگه کاش وجود نداشت![]()
![]()